پارسال همین موقع ها ..یادم نمیره که چقدر بهم خوش گذشت !
حالا به هر مناسبتی که میشه ، من غمگین میشینم و شادی و خوشحالی دیگران نگاه میکنم و به زور لبخندی برای خالی نبودن عریضه میزنم !!
دوباره عید غدیر شد و من رو که هر روز سعی میکنم گذشته رو فراموش کنم، میبره به روزگار نه چندان دوری ..روزهایی که به غمگینی الان نبود
تمام این مدت این آهنگ تو ذهنم بود..عید و امسال عیدی ندارم ، گذاشتی رفتی عزیزم من بی قرارم..
یادش به خیر ،پارسال چه عیدی های قشنگی گرفتم..همشو قایم کردم که دیگه چشم بهشون نیفته و دوباره گریه نکنم :|
به جای عیدی عزیزم من تو رو میخوام..
خب عید غدیر خم بر همه ی شما مبارک ، هرچند که دیگه واقعا نمیتونم زورکی خوشحال باشم



4 جواب تا اینجا
مايسا // دسامبر 7, 2008 در 7:59 ق.ظ
چند وقت قبل هم كامنت گذاشتم گفتم ديگه مثل قبل نمي نويسيد به هر حال براتون در كنار حرم امام رضا دعا مي كنم كه مشكلتون سريعتر حل بشه
آرزومند روزهايي شا براي شما هستم
نمي دانند كه من دريايي از دردم / به ظاهر گر چه مي خندم /ولي اندر سكوتي تلخ مي گريم
aira86 // دسامبر 7, 2008 در 8:01 ق.ظ
مایسا عزیز ، واقعا شعرهایی که به کار میبرید زیبا و به جاست..ممنونم از لطفت..واقعا دوست داشتم الان اونجا بودم
مریم // دسامبر 7, 2008 در 11:10 ق.ظ
اوووهه عید که 2 هفته دیگه است.البته برای منم عید غدیر و عید قربان کلی خاطره است. عید تو هم مبارک
مايسا // دسامبر 22, 2008 در 11:58 ق.ظ
كامل دات كامي شديد كه ديگه اينجا نمي نويسيد؟
اگه افتتاح شده آدرسشو برام بفرستيد