سجاده

وايسادم جلوت…
سرم رو انداختم پايين…

ميخواستم باهات حرف بزنم ، اما پام لرزيد…

واقعا پام لرزيد..اين اولين بار بود كه جلوت مي لرزيدم..

حتي از دنياي خودمون هم پامو گذاشتم بيرون ، اينووقتي فهميدم كه سرم رو آوردم بالا…

خدا، من امروز چه گناهي كردم كه امشب جلوت با ترس وايسادم ؟؟

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s