چي شد كه من ، من شدم ؟

بالاخره يك بهانه ي خوب براي آپ كردن پيدا كردم.

اميد محدث من رو به بازي دعوت كرده كه اشخاصي رو كه باعث شدن من ، من بشم رو معرفي كنم.

1- اولين بار كه شخصيتم تغيير كرد 5سالم بود. من كلا بچه ي شيطوني بودم و پدر و مادرم براي رهايي از من ، من رو به انواع و اقسام كلاسها مي فرستاند . يكي از اين كلاسها، موسيقي بود. بهترين دوران زندگي من كنسرتهايي بود كه برگذار ميكرديم.

2- استاد موسيقيم.هرچي فكر ميكنم فاميليش يادم نمياد چون به اسم كوچيك صداش ميكردم.اون من رو با سنتور آشنا كرد ..

3- خانم پيكري معلم كلاس دوم دبستان. عاشق موسيقي بود و هميشه به من ميگفت با فلوت براش آهنك نوايي رو بزنم..

4- خانم دارا كه بيش از اندازه ازش متنفر بودم ( و هنوزم ازش بدم مياد!) اون كاري كرد كه وقتي كلاس سوم بودم رو پاي خودم بايستم..

5- اواخر سال اول راهنمايي… روزي كه پدر…

خيلي تو روحيه همه ي ما تاثير گذاشت و با عث شد كل زندگي ما تغيير كنه..

6- بزرگترين معلم زندگيم ، آقاي رضايي… باعث شد دوباره به درس خوندن علاقه پيدا كنم و دنبال چيزايي برم كه دوست دارم..

7- و در تمام اين مدت پدر و مادرم . پدر كه براي من امكاناتي رو فراهم كرد تا بتونم خودم رو نشون بدم و مادرم كه با راهنمايي هايي كه ميكرد(هرچند بعضي وقتها برام سنگين بود!) راه درست زندگي رو به من نشون داد.

8- دوست خانوادگيمون مونا مهرانديش..شايد خودش اينو ندونه ولي از وقتي كه تونست به تنهايي بورسيه بگيره الگوي من شد. الانم كه در حال گرفتن مدرك فوق دكتراست..

9- استاد ارجمندم جناب آقاي حاجي بلندي

10- نقطه ي شروع خيلي چيزها و نقطه ي پايان چيزهايي ديگر… امير اطمينان…كتاب قرآن رو به من هديه داد …آذر 84

11- همكار محترمم آقاي االله وردي زاده.. كه هرچي از كامپيوتر بلدم به اون مديونم

اينها اشخاصي بودن كه در تحول من نقش اساسي داشتند . اما كتابها و دوستهاي مجازي زيادي هم دارم كه باعث شدند كه شخصيت من تغيير كنه.

1- با كتابهاي ايزاك آسيموف به دنياي كتاب پا گذاشتم و باعث شد به نويسندگي علاقه من بشم( يك كتاب هم وقتي دوم راهنمايي بود نوشتم !)

2- كتاب به سوي كاميابي كه پدرم به من هديه داده بود هم خيلي در من تاثير گذاشت.

3- جمله اي از مولانا » االهي گفتي كريمم، اميد بدان تمام است . تا كرم تو در ميان است نا اميدي حرام است.»

4- دوستان مجازي كه دارم كه هركدومشون در تحول من نقشي رو داشتند.

5- مولانا و حافظ .

6- ياني

7- فرامرز پايور و كامكارها

تمام اين اشخاص در زندگي من تاثير مثبت گذاشتند . از كساني كه باعث شدن دوراني از زندگي من تا حدودي از بين بره چشم پوشي كردم !

شخصيت من هنوز در حال شكل گرفتن هست و هنوز بايد با خيلي از اشخاص آشنا بشم تا بتونم هموني بشم كه دوست دارم.

اميدوارم روزي برسه كه من هم در زندگي شخصي تاثري مثبت گذاشته باشم.

من هم از دوستان زير دعوت ميكنم تا اين بازي رو ادامه بدهند.

1- چشمهايي كه فكر ميكنند

2- سيما شيرازي

3- حميدرضا

4- عطيه

5- فكر خاكستري

6- چكنويس

و تمام كساني كه اين پست رو ميخونن..

Advertisements

2 پاسخ به “چي شد كه من ، من شدم ؟

  1. شماره 12 هم یادم رفت بگم که استاد فرزاد خان کبیر هم هر آنچه را که آقای االله وردي زاده به من یاد نداد ، ایشون به من یاد داد.

    فرزاد : بله بله من هم با نهایت تواضع و فروتنی این صحبت رو تایید میکنم.
    ضمن اینکه کوهی از اعتماد به نفس هم به ایشون در تمام مراحل زندگی تقدیم کردم.
    اصلا هم در زندگانی اذیت و آزاری از جانب من در کار نبوده !
    و الی آخر …

  2. ااااا !! پس من چی ؟ تاثیرات من کو ؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s