غريبانه…

به اين روزها كه نزديك ميشيم آدم يه جوري دلش ميگيره..
به مظلوم بودنش..به اينكه هنوز مظلومه و غريب..
آدم لجش در مياد وقتي اون حرفها رو ميشنوه..جنگيد به خاطر قدرت…جنگيد به خاطر يه دختر(كه شاهزاده هم بوده !!!!)
وقتي اين حرفها رو ميشنوم از ته دل براش ناراحت ميشم..از ته دل اشك ميريزم..به اينكه قدرت ندارم بگم آخه كي با يك لشكر جوان و نوجوان و زن و بچه ميره ميجنگه تا به قدرت برسه..
كي به خاطر يك شاهزاده تك تك بچه هاشو سر ميبره…
واي كه چقدر دلم ميسوزه..
وقتي ميبينم به اسمش ،چه گناه هايي كه نميشه..وقتي ميبينم به نامش چه بدعت ها كه نميشه..دلم بد جور ميگيره..
محرم هر روزش عزاست..هر روزش اشكست و ناله..اما ما عادت كرديم فقط تاسوعا و عاشورا محزون باشيم و اگر نوحه‌ي سوزناكي هم شنيديم براي خالي كردن دلمون گريه كنيم.. ! نوحه كه نه ! انواع و اقسام آهنگ و نماهنگ و غيره و غيره..
كي يادشه قاسم 13 ساله رو سر بريدن و بدنش رو زير سم اسبها له كردند..
كي يادشه گلوي علي اصغر 6 ماهه رو بريدن و براي خالي نبودن سر نيزه ها قبرش رو شكافتند و سر كوچكش رو به كنار سر پدرش بردند..
كي يادشه عبدال.. رو 11 ساله دست بريدند و به كنار جنازه عمو كشتند..
كي يادشه كه گوش رقيه 3 ساله رو پاره كردند..
كي يادشه…اين جماعت؟؟؟ اين امت؟؟؟؟؟؟؟؟
ديگه از اين دسته ها خسته شدم..از اين همه آدمي كه براي خودشون عزاداري ميكنن..از اين همه آدمي كه معرفت كربلا رو ول كردند و چسبيدند به ظاهر…
كاشكي ميتونستم كاري كنم..

امام حسين چقدر غريب كشته شدي كه هنوزم غريبي..

Advertisements

2 پاسخ به “غريبانه…

  1. آیدا سلام
    امام حسین درسته که غریب کشته شد اما از امام حسین غریب تر هم بوده تو تاریخ.
    شاید بهتر باشه به جای تکیه روی شکل کشته شدن امام حسین و اطرافیانش یه کم هم دلیلش رو بررسی کنیم
    راستش من فکر می کنم که مهمترین قسمتش این باشه که می دونی که کشته می شی اما قبول نکنی که ذلت بکشی
    من تو یو24 دیدم لینکت رو و باز هم چک می کنم وبلاگت رو
    یا حق
    بنده فقیر پروردگار
    میثم حسینی

  2. غریبانه
    بگردید ، بگردید ، درین خانه بگردید
    درین خانه غریبند ، غریبانه بگردید
    یکی مرغ چمن بود که جفت دل من بود
    جهان لانه ی او نیست پی لانه بگردید
    یکی ساقی مست است پس پرده نشسته ست
    قدح پیش فرستاد که مستانه بگردید
    یکی لذت مستی ست ، نهان زیر لب کیست ؟
    ازین دست بدان دست چو پیمانه بگردید
    یکی مرغ غریب است که باغ دل من خورد
    به دامش نتوان یافت ، پی دانه بگردید
    نسیم نفس دوست به من خورد و چه خوشبوست
    همین جاست ، همین جاس ، همه خانه بگردید
    نوایی نشنیده ست که از خویش رمیده ست
    به غوغاش مخوانید ، خموشانه بگردید
    سرشکی که بر آن خک فشاندیم بن تک
    در این جوش شراب است ، به خمخانه بگردید
    چه شیرین و چه خوشبوست ، کجا خوابگه اوست ؟
    پی آن گل پر نوش چو پروانه بگردید
    بر آن عق بخندید که عشقش نپسندید
    در این حلقه ی زنجیر چو دیوانه بگردید
    درین کنج غم آباد نشانش نتوان دید
    اگر طالب گنجید به ویرانه بگردید
    کلید در امید اگر هست شمایید
    درین قفل کهن سنگ چو دندانه بگردید
    رخ از سایه نهفته ست ، به افسون که خفته ست ؟
    به خوابش نتوان دید ، به افسانه بگردید
    تن او به تنم خورد ، مرا برد ، مرا برد
    گرم باز نیاورد ، به شکرانه بگردید
    صمدی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s